امروز خورشید کنار ماه می درخشد

امروز خورشید کنار ماه می درخشد

از سردیِ گرمای خورشید می شد یافت که امروز خبری در راه است؛ از طوفان نسیم سحری می شد فهمید که امروز خبری در راه است؛ می توان از سکوتِ بلند فریادها فهمید که خبری در راه است.

امروز از همان روزهاست که روزی خواهد آمد. دیشب ماه کنار خورشید می رقصید به جای آن که به دورش برقصد؛ و امروز او در من نشست به جای آن که کنارم بشیند.  

Picture

چشم های من

چشم های من

این طرف لشگر سیاه، آن طرف هم لشگر سیاه؛ وسط میدان سفید، وسطش قهوه ای روشن؛ یه توپم وسط میدون ...

هرکی زود برسه به توپ، اون لشگر برندس.

با خمیازه ی دهان مسابقه شروع شد، خمیازه تمام نشده هردو لشگر به توپ رسیدن.

بارسیدن لشگرها به وسط میدان خوابم برد و بقیه ی مسابقه رو ندیدم.

امروز

امروز

امروز بوی خوشی دارد.

امروز طمع دیگری دارد.

امروز رنگ دیگری دارد.

امروز، روز رنگ های خوشی است.

امروز، روز است و روز در انتظار ...

امروز انتظار در روز حال دیگری دارد.

امروز حال انتظار، انتظار دیگری دارد.

امروز انتظار در انتظار است.